تبلیغات
pesare sheyda ... پسر شیدا - "محبتهایمان را قسمت کنیم"...
pesare sheyda ... پسر شیدا
دست نوشته های عاشقی داداشی

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

"محبتهایمان را قسمت کنیم"...

سلام دوستای عزیز...

باخودم قرار گذاشته بودم که وقتی اومدم اون خواب امام رو که دیده م براتون بذارم منتها دفترمو یادم رفت بیارم. خوابه هم یادمه اما میخام عینا جملات و کلماتی که دو سال پیش توی دفترم نوشتمو بنویسم. بهمین خاطرم فعلا خوابمو نمینویسم.

 

 

برای حضرت حافظ (ره) فاتحه ای خوندم و نیت کردم. نیت من این بود که حضرت بهم بگه که ...... ......... ........... .................. . "صدای بوق سانسور". با این نیت فاتحه ای خوندمو و کتابو وا کردم. غزل شماره 325.

مــــــــرا می بینی و در دم زیــادت می کنی دردم...

تـــــــو را می بینم و میـلم زیادت می شود هر دم...

به سامانم نمی پرسی، نمیدانم چه در سر داری...

به درمــــــانم نمی کوشــــی نمیـدانی مگر دردم...

نه راه است اینکه بنشــانی مرا بر خاک و بگذاری...

گـــــــــذاری آر و بــــــازم پـرس تا خاک رهت گردم...

ندارم دستت از دامن بجـز در خاک و آن دم هــــم...

که بر خاکـــــ م روان گــردی بگیـــرد دامنــت گـردم...

حالا با خودتون که شعر و نظر حضرت رو چطوری تفسیر کنید. کلا هیچ حسی از عاشقی در وجودم نیست. هیچ حسی که خوشایند باشه اما داغونم کنه ندارم. به هیچ کس هم فکر نمیکنم اما خیلی دوست دارم بدونم دیگران در موردم چه حس و چه فکری دارند. کاشکی میشد وسیله ای رو اختراع کرد که اینکارو کنه. اما به نظرم خوب نیست، ضرر داره.

غروب پنج شنبه ست. دلگیرتر از همیشه. اونقد دلگیر و تنها که طبق معمول مونست یه برگ کاغذ میشه. دوست داری پیشت باشه اما غم دوریش واست عزیزتره. فکر اینکه یه روز "نه" میشنوی و دست تکون دادناشو میبینی قدرت فکر و حرکت رو ازت گرفته. چه امیدی بالاتر، چه فردایی روشنتر از اینکه توی سینه ت یه ذره احساس کنی اونم حس تورو داره. چه شبها با خیالش نخوابیدی، چه روزا با عکسش تنهاییتو سر نکردی، چه اشکایی که بخاطرش نریختی.

آره، درسته، تو می ترسی. اگه پیشت نمونه دیگه نباید بهش فکر کنی. اگه بهش نگی، روزایی که میتونی تو دلت، تو خیالت دستشو تو دستت بگیری زیاد میشه. اما تو می ترسی. باید بگی. باید بهش بگی که چقد دوسش داری. باید بگی چه زجرایی که بخاطرش نکشیدی. اگه می ترسی همینجا باش، مثل قاطر آسیاب که بعد از یه روز خسته کننده و ساعتها دور تسلسلی وقتی چششو وا میکنن میبینه همش درجا زده. همینجا باش. حس بزرگیست جای خالیشو نظر کردن و توی دلت لمس کردن دستشو و گرم شدن از گرمای اون دستای خیالی...

اما...

اما وقتی یه دعوتنامه بدستت می رسه که روش با خط نستعلیق و زیبا نوشته "بر آن شدیم تا محبتهایمان را تقسیم کنیم" یهو دنیا آوار میشه رو سرت و طوری اشک میریزی که پهنای صورتت خیس میشه و صدای بسته شدن در اتاقت اونقد بالا میره که بعد از دعوا با مامان و بابا هم، اینجوری نبستیش. از اون به بعد اخمات، گریه هات، حضور سنگینت واسه همه غیر قابل تحمل میشه. دورنگی رو میشه از رفتارت فهمید. خوشحالی چون خوشبخت شده و ناراحتی چون ... . بیشتر خوشحالی اما غم همیشگی نبودنش تا آخر عمر تنهات نمیذاره. ...... ............. ..... خدایا چرا؟ خدایا چرا؟

 

پ ن 1: این دست نوشته تاریخ 29/11/88 توی سردترین روزای زندگیمه.

پ ن 2: خوشحال میشم نظراتتونو بگین.

پ ن 3: تمام سعیمو میکنم تا نظریه شکسپیرو زیر سوال ببرم.

پ ن 4: ممکنه نگارشش بد باشه. قلمم خوب نیست. عینا جملات دفترمو نوشته م. ببخشید.

پ ن 5: روز زن مبارک...

پ ن 6: التماس دعا... قربونتون برم... داداشتون... مرصاد

 

 

What do you do when your Achilles tendon hurts?
یکشنبه 5 شهریور 1396 08:39 ق.ظ
I am curious to find out what blog platform you're using?
I'm experiencing some small security issues with my latest website
and I'd like to find something more secure.
Do you have any recommendations?
How do I stretch my Achilles tendon?
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:13 ب.ظ
I used to be able to find good advice from your blog articles.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 06:21 ب.ظ
It is the best time to make some plans for the future and it
is time to be happy. I have read this post and if I could I want to suggest you some interesting things or advice.
Maybe you can write next articles referring to this article.

I desire to read more things about it!
یکشنبه 23 خرداد 1389 09:09 ب.ظ
خصوصی
پاسخ مرصاد : من غلط بکنم این دلخوشی رو ازت بگیرم.
مهدی
یکشنبه 23 خرداد 1389 04:09 ب.ظ
سلام داداش من.
مثل اینکه تو حالت ازمن چیز تره!
بابا یکی به داد این گوسفنده برسه
بد جور عاشقی زده به کله اش.
آخه من تنها که نمیگم که ، باباش هم فهمیده./
خوب دیگه اقتضای جوونیه و ...

آخی خودم واست حنا میبندم یا میذارم یا هرچی دیگه.
خودم تو خدمتت عروسی میکنم البته از خدمت که معافی لابد. پس تو عروسیت البته ببخشید، تو دامادیت میخدمتم.
داداشی
یکشنبه 23 خرداد 1389 12:31 ب.ظ
بعد هی بگین حذفش نکن.

خب خودم میدونم چیه که دارم حذفش میکنم.


جدی جدیه. ب یاعتمادیها زیاد شده. شرمنده م. موفق باشید...
بهار
یکشنبه 23 خرداد 1389 12:24 ق.ظ
پاسخ مرصاد : منم میخام بخاطر همین چیزا وبمو حذف کنم. بخاطر همین بی اعتمادیها. همین چیزا...


اگه این نظرو نمینوشتی تصمیمم یه خورده جدی بود.

اما حالا جدی جدیه. ممنون کمکم کردی وبمو حذف کنم. موفق باشی...
لیلا
شنبه 22 خرداد 1389 11:06 ب.ظ
اگه وبتو حذف کنی من هم حذفش میکنم.
پاسخ مرصاد : پس اون یکی کی بود؟ من فکر کردم شمایین آبجی لیلا. ای بابا میشه حد اقل .... بذارین تا معلوم بشه کی کیه.
هیوا
شنبه 22 خرداد 1389 08:41 ب.ظ
سر فرصت میامو جواب کامنتاتو کامل میدم داداشی
دوست دارم خیلی زیاد
تا 1 تیر فشرده امتحان دارم
بوووووووووووووووووووووووووووووووس
پاسخ مرصاد : بشین درستو بخون. افرین بچه خوب. درستو خوب بخونی عسل بستنیت با من.
شنبه 22 خرداد 1389 07:51 ب.ظ
تا نگی حذفش نمی کنم دیگه نمیام پیشت
رسما قهرم
پاسخ مرصاد : نه، نرووووووو
تو هم مثل من نمیتونی دووم بیاری...

نه نرووووووو
تو هم مثل تو غصه کم میاری...

نه نرووووووو
قهر نکن دیگه. دلم میگیره...
شنبه 22 خرداد 1389 07:50 ب.ظ
اگه حذفش کنی دیگه نه من نه تو
دیگه اسم منو نیار اگه این کارو کردی
پاسخ مرصاد : حالا تا بعدها....


ببینیم چی میشه. شاید فرجی شد...
داداش مرصاد
شنبه 22 خرداد 1389 07:35 ب.ظ
ببخشید اون جوابو اشتباهی نوشته م...
لیلا
شنبه 22 خرداد 1389 06:56 ب.ظ
بخونش نظرتو برام بنویس من شب سر میزنم دارم میرم بیرون. فدای تو داداش گلم برم من
پاسخ مرصاد : گرفتم آبجی...

حق با شماست. اما واسه اون حذف شدن قصدم جدیه ها. نمیشه. اما بازم میام کامل توضیح میدم...
شنبه 22 خرداد 1389 01:36 ب.ظ
خصوصی
پاسخ مرصاد : چشم...

بنظرمن باید واقعیتهارو گفت.
جنگ اول به از صلح آخر.

نشه یه روزی بیاد و بگه چرا بهم نگفتی...
لیلا
شنبه 22 خرداد 1389 11:55 ق.ظ
نظر پایین مال منه داداش
پاسخ مرصاد : wink...
لیلا
شنبه 22 خرداد 1389 11:54 ق.ظ
زندگی مال تو مرگ مال من، راحتی مال تو رنج مال من، شادی مال تو غم مال من، همه چی مال تو ....... ولی تو مال من
خصوصیهاتو چک کن و بهم خبرشو بده که چه کار کنم.
بخدا تو رو بیشتر از هر کسی دوست دارم. چو دانی و پرسی سوالت خطاست.
پاسخ مرصاد : چشم الان میخونمشون. قربونت برم آبجی... واسم دعا کن. منم دوست دارم خانم خوشگلم.
شنبه 22 خرداد 1389 11:15 ق.ظ
سلام
جوابتو بعد از امتحانا میدم
خوب درس بخون
موفق باشی
پاسخ مرصاد : چشم...
لیلا
شنبه 22 خرداد 1389 01:13 ق.ظ
سلام گلم حالت بهتر شد؟ دیگه ترسیدم زنگ بزنم آبجی آتیشی بشه از اون بالا پرتت کنه پایین مواظب جونورا باش میخوای اونجا بخوابی
پاسخ مرصاد : سلاااااام عزیزم. این آبجی ما که خودش آتیشی هست. بهم میزنه. انگار راننده تانکه ها. رفتم پایین خوابیدم.
مائده
شنبه 22 خرداد 1389 12:29 ق.ظ
سلام داداشی
خوبی...؟؟؟
من برات همیشه دعا میکنم که موفق بشی
خواهرانه دوست دارم
فعلا
پاسخ مرصاد : سلام آبجی

قربونت برم... بد نیستم. گرفتارم و وقت کم میارم.
ممنونم.

منم همینطور...

فعلا...
فواد امینی
جمعه 21 خرداد 1389 09:35 ب.ظ
هزارما: به هیچ وجه باورم نشد آخه رفتارت چیز دیگه میگه
پاسخ مرصاد : بابامو درآوردی فواد.

میگم اشتباه فکر میکنی. کشتی منو. والله بالله چیزی نیست. اصلا خیلی گیریا. بیخیال دیگه. مسج دیشبم به دستت نرسیده انگار.

بای...
فواد امینی
جمعه 21 خرداد 1389 06:49 ب.ظ
اولا سلام
دوما صدمی خودم شدم
سوما اگه بهم نگی نه من نه تو
پاسخ مرصاد : اولا سللام
دوما جواب صدمی هم من دادم
سوما بهت گفتم که.
بهار
جمعه 21 خرداد 1389 06:38 ب.ظ
پاسخ مرصاد : فدات شم آبجی گلم...
یه عاشق دل شکسته
جمعه 21 خرداد 1389 05:54 ب.ظ
کاش قلبم درد تنهایی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت

کاش برگ های آخر تقویم عشق
حرفی از یک روز بارانی نداشت

کاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پیمود و قربانی نداشت
پاسخ مرصاد : سلام عاشق جووووونم.

خوبی؟ ممنون که اومدی. منم بیادت بودم اما خودت خدافظی کردی و منم که نه گفتنم ضعیفه.

بازم بیا... فدات شم
فواد امینی
جمعه 21 خرداد 1389 01:39 ق.ظ
سلام داداش
هرچند میدونم مثل پست قبلی نمیای ولی اومدم بگم آپم اگه دوست داشتی بیا
ما همه جوره دوست داریم
بخدا راست میگم
چه بیای چه نیای
پاسخ مرصاد : اومدم پیشت. وبتو چک کن...
هیوا
پنجشنبه 20 خرداد 1389 02:55 ب.ظ
بیا پیشم گلم
پاسخ مرصاد : آخه گوسفند نر تو کی درستو میخونی؟

ها؟ بذا باباتو ببینم میگم چقد سر به هوا شدی. خوبی الان؟

مواظب خودت باش...
ریحانه
پنجشنبه 20 خرداد 1389 11:00 ق.ظ
سلام داداشی. من یه مدتی نیستم.دارم میرم مبارزه(با امتحانا)برام دعا كن .خدافظ تا دو هفته دیگه.
پاسخ مرصاد : سلام آبجی

انشالله با نمره توپول و موپول پاسشون کنی. چشم حتما اسمتو میارم. قربانت... داداش مرصادت. مواظب خودت باش...
مائده
پنجشنبه 20 خرداد 1389 10:00 ق.ظ
پروردگارا ما را از شر این امتحانات نجات بده...!همه با هم الهی آمین...!
سلام داداشی امیدوارم موفق باشی.......!ولی جدی میگم چقدر بده که نیستین....هی میام ولی مطلب جدید نمیخونم...خب بده دیگه...!ایشالا زودتر تموم بشه این امتحانا...!
پاسخ مرصاد : الاااااااااااااااااااااااااااااااااااهی آمین.
سلام عزیزم. خوبی؟ شرمنده نمیتونم بهت سر بزنم. بخدا گرفتارم. کاش الان آخر امتحانام بود. نظر لطفته. برادرانه دوست دارم آبجی گلم.

مواظب خودت باش...
لیلا
پنجشنبه 20 خرداد 1389 09:04 ق.ظ
سلام داداش.
اون کتابها رو میبرم لار که برات بیارند یه کلاس موسیقی هم نزدیک خونه خودمون پیدا کردم البته دیروز دیر رفتم تعطیل شده بود ولی سوال میکنم بهت خبر میدم.
باز هم تلفنت پیام منو نمیگیری و در دسترس هم نیستی.
امروز میرم لار چیزی خواستی بزنگ عزیزم
پاسخ مرصاد : سلام لیلاجووووووونم آبجی گلم. کتابارو که یادت رفت اما اون کلاسو حتما پیگیر باش. راستی اون دوتا جونورا رو هم اگه میشه بیارشون باهم بریم کلاس ولز. من و خودت 3تار، تون دوتا هم ولز. والله تلفن ما آبجی مدام صداش به هواست. شرمنده اگه نشد بجوابم. بازم برات میزنگم. قربانت... مواظب خودت باش.
پنجشنبه 20 خرداد 1389 12:39 ق.ظ
خصوصی
پاسخ مرصاد : چشم...
هیوا
چهارشنبه 19 خرداد 1389 06:37 ب.ظ
سلام داداش مثلیکه تو هم همزمانی
پاسخ مرصاد : همزمان کجا بود؟ درگیرم. داغونم. چی میگی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ

سلام دوستان

این وبلاگ تنها خاطرات و دل نوشته های ذهن و ناگفته های تنهایی یک پسر شیداست که سعی میکنه با گفتن حرفاش، مدتی ناراحتی و غم و غصه رو از خودش دور کنه. از اینکه به وب من اومدین خوشحالم و از صمیم قلب دوستون دارم. با نظرات شما دلگرم میشم و قصد دارم تو این وب کتاب های روز ایران رو به نقد بکشم. امیدوارم همیشه شاد باشید. به وب من خوش اومدین... نظر یادتون نره...

موفق باشید...
مدیر وبلاگ : مرصاد

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نظرتون درباره دوست داشتن مطلق یا "عشق" چیه؟ منظورم چیزی بجز عشق به خداست...







نویسندگان

وضعیت آب و هوا

محمد اصفهانی

بی واژه

آرشیو کد آهنگ

دانلود همین آهنگ