تبلیغات
pesare sheyda ... پسر شیدا - بهانه زندگی...
pesare sheyda ... پسر شیدا
دست نوشته های عاشقی داداشی

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بهانه زندگی...

بُغض‌ در گلو ...پلك‌، بسته‌ام....‌

عصر جمعه‌ است‌... دل‌ شكسته‌ام‌....

از وصال‌ تو...دل‌ نمیكنم‌...

طعنه‌ها ولی‌ ...كرده‌ خسته‌ام‌...

كوچه‌ را ز شوق‌....صُبح‌ رُفته‌ام‌....

در خیال‌ خود..با تو بارها...راز گفته‌ام‌...

باز شد غروب...‌تو نیامدی‌...دل‌ گرفته‌ام‌....

مانده‌ دیده، اشكبار من...‌منتظر به‌ دشت‌...

منتظر به‌ راه‌...جمعه‌ هم‌ گذشت...
 
 
ای گواه محکم آمدنی نزدیک!
تا از نی یخبندان پی در پی برخیزیم

چند آفتاب را نذر آمدنت کنیم؟

و چند نواحی مقدس را تشنه تشنه سر بکشیم؟

ای آفتاب مرتفع مهربانی!

سر بر دیوار شوربختی کدام کوچه بگذاریم؟

با این همه زمستانی که در کوله بارمان است؛

و با این همه پائیزی که در راه است؛

و با این همه جاده هایی که به بن بست تکیه داده اند.

تا جمعه آمدنت.....

چند ندبه فاصله است؟
 
 
پ ن 1: شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س) رو به همه مخصوصا به آقامون، سرورمون، صاحبمون حضرت بقیه الله الاعظم تسلیت میگم.
پ ن 2: من باید یه اعتراف کنم و اونم اینکه چند وقتیه جمعه ها برام مثل بقیه روزاست. انگارنه انگار که قراره این روز یه خبری باشه.
پ ن 3: به امید روزی که توی تقویم اسلامی کشورمون، یه روز جمعه این جمله نوشته شه: "ظهور حضرت حجت(عج)-تعطیل"
پ ن 4: التماس دعا... موفق باشید و سبز... داداش مرصادتون...
 
 
----------------------------------------------------------------------------------------------------
این عکسه هم میثمه که قولشو داده بودم. شبیه بچگی های منه. هر کی نظری داره بذاره چون من شاید یک هفته نباشم. میخام برم مسافرت. دوستان عذر بنده رو بپذیرید. موفق باشید و سبز...
 
 

How do you strengthen your Achilles tendon?
یکشنبه 26 شهریور 1396 12:54 ق.ظ
I am regular visitor, how are you everybody? This paragraph
posted at this website is in fact fastidious.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:47 ق.ظ
Thanks for the auspicious writeup. It in truth was a amusement account it.
Look complex to more introduced agreeable from you! By the way,
how can we keep up a correspondence?
لیلا
شنبه 1 خرداد 1389 11:49 ق.ظ
داداشی به جان خودم بار آخر اینجا نظر میدم
به حقیقت میگم برو همون آیاتو دوباره بخون و یه کم فقط یه کم فکر کن
پاسخ مرصاد : ممنونم عزیزم. لطف کردی اومدی


نظر حاجی از تهرون نظر پایین بدلیل اساعه ادب حذف شد...
مرصاد
شنبه 1 خرداد 1389 09:35 ق.ظ
نظراتو خوندم حاچ از تهرون کلی ...

ببخشید...

قبل از اینکه بیام بهم زنگ زدن و گفتن دوستان شاکی اند. با خودم قرار گذاشتم هر جفنگیاتی که شما گفتین رو جواب ندم. حاجی بنده اگه اساعه ادبی کردم شما ببخشین. همینجا از همه دوستان معذرت میخام. از تک تکتون. حلالم کنید.

موفق باشید... اگه لازم باشه کل نظرات این پستو رو هم پنهان میکنم. شاید بازم ادامه پیدا کرد. از شماها که بعید نیست. ممنونم.

آقا سجاد ممنونم.
داداشی تنکس.
اهل منطق، حقیقت، لیلا جان، ریحانه خانوم، اسماعیل، آقا یونس هرچند نمیشناسمتون، بهار جان، نداجان، کلا همگی ببخشید.

معذرت میخام. شرمنده م. برای بازگشت به دوران اوج این وب باید این حرفارو زد.
البته همچین اوجی هم نداشته ها.

قربونتون برم. داداشتون مرصاد
مرصاد
شنبه 1 خرداد 1389 09:08 ق.ظ
در این وب دیگر به هیچ وجه مباحث دینی نخواهد بود قابل توجه حاجی و مهدی و مصطفی و صد البته خودم.
بهار
شنبه 1 خرداد 1389 08:36 ق.ظ
داداشی سلام..امروز اگر یه پست جدید نذاری خودت میدونی..بابا این بحثها را تموم کنید دیگه
پاسخ مرصاد : همچین پست باحالی بذارم که دهنا باز بمونه...

چشم...
حقیقت
جمعه 31 اردیبهشت 1389 11:52 ب.ظ
جناب یه بنده خدا هنوز وقت نشده به آدرس شما سر بزنم
پاسخ مرصاد : پس بسر
حقیقت
جمعه 31 اردیبهشت 1389 11:50 ب.ظ
سلام بر لیلا خانم و همه
درمورد نکاتی که بیان کردید بنده مطالعه نمودم و نتیجه را اعلام میکنم:
درمورد آیات 7-39 سوره انفال درمورد جنگ بدر و همچنین پیروزی مسلمانان بر کاروان قریش و یاری نمودن آنها توسط فرشتگان و سپس درمورد هلاک کردن مشرکان وهمچنین درمورد نقشه مشرکان برای دستگیری و قتل پیامبر و جلوگیری از ورود مسلمانان به مسجدالحرام و مواردی دیگر بود که متاسفانه بنده چیزی از امام زمان دستگیرم نشد
درمورد آیه 81 اسرا نیز این امر خطاب به پیامبر میباشد که میفرماید خطاب به مشرکان بگو...، البته درست است که این موضوع دلالت برهمیشه دارد و همین امر که دلالت برهمیشه دارد خود میتواند بیانگر این باشد که منظور ظهور امام زمان نیست و درهمه مقاطع حق بر باطل پیروز میشود
درمورد آیه 32و33 توبه اگر به نظرتان منظور از نورخدا امام زمان است باید بگویم که در آیه 33 صراحتا این آیه را توضیح داده و آشکار کرده که منظور دین خدا(اسلام) است
درمورد آیه 8 سوره صف نیز منظور از نور همان آیین خداست و بازهم در آیه 9 این سوره خیلی صریحتر از سوره توبه و باهمان مصداق بیان داشته است
درمورد آیه 27 فتح نیز منظور از پیروز گرداندن آیین خدا(اسلام) معنای صریح و روشن آن است و نمیتوانیم استنباط کنیم که مقصود امام زمان است
در آیه 105 انبیا نیز کلمه جمع "عباد" به کار رفته است و اگر مقصود امام زمان بود "عبد" را به کار میبرد
در آیه 55 سوره نور نیز همه از صیغه جمع استفاده کرده است
درمورد آیه 51 غافر نیز همراه مومنان کلمه جمع پیغمبران آمده است و همه ما میدانیم که بعد از پیامبر اسلام پیغمبری نمی آید که خداوند بخواهد در دنیا آنان را یاری دهد
آیه 21 مجادله نیز درمورد پیروزی خدا و پیغمبرانش است و نمیتوان مستقیم استنباط کرد که از طریق امام زمان است
برای استدلال دومتان که اجماع باشد باید متذکر شوم که بنده گفتم قرآن و حدیث
برای استدلال سوم که حدیث باشد، درمورد اول که اهل سنت باشند، معتبر ترین روایت رواتی است که از پیامبر نقل میکنند و در آن نام پدر ایشان را همانند نام پدر رسول الله که عبدالله باشد ذکر شده است و نه حسن عسکری و همچنین هیچگونه سندی از اهل سنت درمورد غیبت امان عصر وجود ندارد.
درمورد روایات اهل تشیع اگر میشود یک روایت معتبر با خصوصیاتی که گفتم ذکر کنید
پاسخ مرصاد : والله کلاس دارم الان
میرم و میام میخونمش
هیوا
جمعه 31 اردیبهشت 1389 06:51 ب.ظ
اصلا از این بحثها خوشم نمیاد و داداش کوچیکه اگه به این بحثا تو این وب ادامه بدی دیگه نمیام
این بحثا جای خودشو داره
اینجا جاش نیست
اگرهم میخواید جاش باشه
باس مرصاد اسم وبشو بذاره خط خطی های آخوند شیدا
فک کنم اینجوری بهتره
پاسخ مرصاد : یه کلمن آب یخ چاره شه...
یه بنده ی خدا
جمعه 31 اردیبهشت 1389 12:10 ب.ظ
سلام
حالا که این بحث هنوز ادامه داره لینک زیر رو میذارم هر کی خواست بره بخونه
قابل توجه حقیقت و دیگر عزیزان
http://www.tebyan.net/religion_thoughts/inawaitingofsavior/articles/2010/5/20/124695.html
امیدوارم که پاسخ سوالتون باشه


پاسخ مرصاد : بخدا من نبودم

ببین چی شده ها...
لیلا
جمعه 31 اردیبهشت 1389 10:05 ق.ظ
سلام داداشی با اجازه شما میخوام به حقیقت جواب بدم.
چند خبر معتبر برای باور همه انسانها نسبت به امام زمان و حکومت جهانی او چه می باشد؟
1- آیات قران مجید در سوره های:
انفال/ آیات39،7* اسراء/ آیه 81 * توبه/آیات 32،33 * صف ایه/ 8 * فتح/ آیه 28 * انبیاء ایه 105 * نور/ آیه 55* غافر آیه 51 * سوره مجادله آیه 21*
2- اجماع مسلمین: ابی ابن الحدید در شرح نهج البلاغه( طبع مصر) ج 2 ص 535 میگوید: اتفاق سنی و شیعه بر این است که دنیا و تکلیف منقضی و تمام نشود مگر بر آن حضرت.
3- احادیث اهل سنت: که محدثین اهل سنت که ذکر اسامی و کتب ایشان سخن را طولانی میسازد احادیث راجع به ظهور حضرت مهدی را اخراج کرده اند و از جماعتی از صحابه و جمع کثیری از تابعین راجع به ظهور آن حضرتروایات بسیاری نقل کرده اندو بعضی از آنها در مورداین احادیث کتاب خاص نوشته اند.
روایت و اخبار شیعه:به طور کلی احادیثی که از طریق شیعه روایت شده معتبرترین روایات است زیرا از عصر حضرت رسول اکرم تا به حال کتاب حدیث ظبط و حفظ و روایات در بین ایشان منقطع نشده و هم اکنون بعضی از کتب درسی که در نیمه اول و دوم هجرت نوشته اند موجود می باشد مانند( امام و مهدویت: ج 3 ص 38 - 29 )
خدمت آقای حقیقت عرض کنم لطفا به کتاب مقدس قران رجوع و به سوره و آبه هایی که ذکر شد توجه کنند.
داداشی ببخشید. بهم سربزن
پاسخ مرصاد : قربونت برم آبجی گلم...

ممنونم
حقیقت
جمعه 31 اردیبهشت 1389 12:26 ق.ظ
دوست عزیز سجاد سلام
شما در ابتدای نظرتون فرمودید که قرار است وجود امام عصر رو اثبات کنید ولی متاسفانه من از صحبتهاتون چیزی برام اثبات نشد
شما نمیخواد برگردی توی مساله امامت چون اینجا فعلا بحث امام عصره
اگر که میخواستید جواب سوال من رو بدید باید بگم فرض کنید من فقط روی امام عصر مشکل دارم و برام سوال پیش اومده و میخوام از طریق "قرآن" و "حدیث" برام اثبات کنید و گفتم که حدیث هم برسه به پیامبر و رجال اون حدیث رو هم حتما ذکر کنید و مهم نیست که منبع از شیعه یا سنی باشه فقط این شرایط که گفتم داشته باشه و با آدرس کامل ذکر کنید
ممنون میشم
پاسخ مرصاد : والله کلاس دارم الان
میرم و میام میخونمش
سجاد
جمعه 31 اردیبهشت 1389 12:09 ق.ظ
دوستان خوب اقا مرصاد این جواب مختصری بود بر وجود امام زمان .اگر كمكی از بنده ساخته باشد البته با اجازه اقا مرصاد در خدمت شما هستم .ببخشید جواب من از كامنت یك تا سه شماره ندارد
پاسخ مرصاد : ممنون آقاا سجاد

موفق باشید...
سجاد
جمعه 31 اردیبهشت 1389 12:07 ق.ظ
شماره 13:به خطبه ى اول نهج البلاغه امام(ع) در این جا فرموده است:... و لم یخل الله سبحانه خلقه من نبى مرسل او كتاب منزل او حجه لازمه او محجه قائمه ... ;(11)... خداى سبحان, خلق خود را از پیامبرى فرستاده یا كتابى فرود آمده یا حجتى لازم شده و یا راه راست بر پا شده, خالى نگذاشته است ... .بحث, مربوط به نبوت است. این حجتى كه امام مطرح مى كند, در حد و ردیف نبوت است. نه آن چه به عنوان قلب و مرشد از آن یاد مى شود.حال سوال این مى شود كه اگر فلسفه ى وجود امام این است كه حجت ها و بینات باطل نشود كه مشعل هدایت براى جامعه باشد, پس فلسفه ى غیبت امام چیست؟ باید بگوییم این سوال بعد از اثبات وجود امام معصوم مطرح مى شود, بحث كنونى ما درباره ى اثبات وجود امام معصوم است. حال كه ضرورت وجود امام معصوم ثابت شد, مسئله ى فلسفه ى غیبت امام مطرح مى شود. كه باید در نوبت و مناسبتى دیگر به آن بپردازیم.والسلام علیكم و رحمت الله و بركاتهرسیدگى به كار مردمارخص نفسك و اجعل مجلسك فى الدهلیز واقض حوائج الناس;خودت را (براى خدمت) در اختیار مردم بگذار ومحل نشستن خویش را در ورودى خانه قرار بده , و حوایج مردم را برآور.از سخنان امام زمان (عج)كتاب فرمایشات حضرت بقیت الله, ص 170.1. استاد حوزه, نویسنده و محقق. 2. متوفاى سال 333 ه' . ق. 3. ر.ك: على ربانى گلپایگانى, القواعد الكلامیه. 4. شیخ حر عاملى, وسائل الشیعه, ج 16, ص ;246 شیخ طوسى, كمال الدین, ج 2, ص 409. ... كسى كه از دنیا برود در حالى كه امام زمان خود را نشناخته است, هم چون اهل جاهلیت از دنیا رفته است. 5. سوره ى بقره(2), آیه ى 124. 6. نهج البلاغه, كلمات قصار, شماره 147, فراز 11. 7. ابن ابى الحدید, شرح نهج البلاغه, ج 18, ص 350. 8. ابدال یعنى همان قطب ها یعنى پیش آهنگان, پیشوایان معرفت كه براى اهل تصوف و معرفت مطرح هستند. 9. پیشین, ص 350 ـ 346. 10. نهج البلاغه, ص 193. 11. نهج البلاغه, ص 43, خطبه ى اول; شرح نهج البلاغه, ج 18, ص 346. ایدئولوژیكى و از نظر
سجاد
جمعه 31 اردیبهشت 1389 12:07 ق.ظ
شماره 12:.تا خدا خدایى مى كند, تا این زمین برپاست و بشر در آن زندگى مى كند, حجت خدا باید باشد. این حجت یا ظاهر و شناخته شده است یا خائف و مغمور. براى این كه حجت هاى الهى و بینات احكام الهى باطل نشود.این, اصلى است كه مقتضاى الوهیت الله است. منظور امام على(ع) این است كه ظلم باعث مى شود حجت خدا پنهان شود. ابن ابى الحدید درباره ى این عبارت مى گوید:... هذا یكاد یكون تصریحا بمذهب الامامیه ... الا ان اصحابنا یحملونه على ان المراد به الابدال ... الذین وردت الاخبار النبویه عنهم انهم فى الارض سائحون ... ;(7)... این جمله اى كه امیرالمومنین(ع) فرموده است تصریح به مذهب امامیه دارد ... اما اصحاب معتزلى ما این جمله ى امام را حمل مى كنند بر ابدال ...(8) اخبار نبویه داریم كه این ها در زمین در حال گشت و گذارند و وجود دارند... .... فمنهم من یعرف و منهم من لا یعرف و انهم لا یموتون حتى یودعوا السر و هو العرفان عند قوم آخرین ... ;(9)... برخى شناخته مى شوند و برخى دیگر شناخته نمى شوند, و آنان از دنیا نمى روند مگر این كه راز را كه همان شناخت است, پیش مردمى دیگر مى سپارند ... .ما هم قبول داریم این را كه كسى هست و باید باشد, ولى مقام او مقام قیادت و امامت و خلافت به آن معناى مصطلح كلامى نیست; بلكه مقام ابدال است.این سخن ابن ابى الحدید یك اشكال دارد و آن این است كه همان گونه كه امام على(ع) فرمود: برخى از قرآن برخى دیگر را بیان مى كند:... ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه على بعض ... ;(10)... (قرآن) بخشى از بخش دیگر سخن مى گوید و به هم دیگر گواهى مى دهد ... .نهج البلاغه نیز همین گونه است. باید ببینیم مراد حضرت از این حجت چیست؟ رجوع مى كنیم
سجاد
جمعه 31 اردیبهشت 1389 12:05 ق.ظ
شماره 11:مسلمانان اجماع دارند بر این كه حقیقت و حق از امت اسلامى خارج نیست; نه در مسیحیت است و نه در یهودیت و نه در فرقه ها و آیین هاى دیگر. و این حقیقت, نمى تواند در مذاهب دیگرى غیر از شیعه باشد; چرا كه این مذاهب با توجه به مواردى كه یاد شد, در مسئله ى امامت راه صواب را نپیموده اند.غیر از شیعیان دوازده امامى, عقاید دیگر مذاهب اسلامى با ضوابط و معیارهایى كه در امامت عامه گفتیم مطابقت ندارد. باز هم تإكید مى كنم كه بحث ما در امامت خاصه است و امامت خاصه متفرع بر امامت عامه است. ما در امامت خاصه سخن مى گوئیم; امامت عامه مفروغ عنه است و در این مسئله, اصل موضوع ما حساب مى شود. با توجه به مباحث امامت عامه كه گفتیم و با توجه به این قاعده كه حق, از امت اسلامى خارج نیست, نتیجه مى گیریم كه حق منحصر در شیعه ى دوازده امامى است.برهان سبر و تقسیم مى گوید در مذهب تشیع این امامت با این ویژگى هاى خاص وجود دارد. در مذهب تشیع ادله و شواهدى وجود دارد بر این كه مصداق امام را معین مى كند. اخبار تولد و ولادت حضرت(عج), مشاهده شدن آن حضرت در زمان پدر, مشاهده و ملاقات آن حضرت توسط افراد بسیارى بعد از شهادت امام حسن عسكرى(ع) در عصر غیبت صغرا, و ملاقات ها و مشاهداتى كه در عصر غیبت كبرا صورت گرفته, مجموعه ى شواهدى هستند كه مصداق معین را نشان مى دهند كه وجود مقدس حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود.سخن پایانى پایان بخش سخنم جمله اى از امیرمومنان است كه فرمودند:اللهم بلى! لا تخلو الارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بیناته ... ;(6)خدایا آرى! زمین از برپا كننده اى كه جانشینى خدا را به دست گرفته است, خالى نمى ماند كه این حجت یا نمایان و آشكار است و یا ترسیده و پنهان. مبادا كه حجج و گواهى هاى خدا تعطیل شوند...
سجاد
جمعه 31 اردیبهشت 1389 12:04 ق.ظ
شمازه 10:مسئله بر این ها مشتبه شده; چون اسماعیل بر خلاف چیزهایى كه بعضى وقت ها گفته مى شود و نسبت هایى كه به ایشان داده شده, شخصیت پرهیزگار و شایسته اى بوده است. احترام امام جعفر صادق(ع) به ایشان و بزرگى سن ایشان باعث این شبهه شد و عده اى گمان كردند كه اسماعیل جانشین امام صادق(ع) است; ولى اسماعیل در زمان خود امام صادق(ع) از دنیا رفت و بعد هم امام صادق(ع) براى این كه شبهه زدایى كند, چند بار تابوت و جنازه را زمین گذاشت و روى جنازه را كنار زد و به مردم نشان داد كه او از دنیا رفته است.البته عده اى هم مرگ اسماعیل را قبول كردند و گفتند امامت به فرزندش محمد بن اسماعیل منتقل شده است. بهره, مستعلیه, دروزیه, فرقه هاى باقى مانده از اسماعیلیه در عصر ما هستند. نه اسماعیل, نه محمد بن اسماعیل و نه افراد دیگر, معصوم نبودند و بنا به دلایل پیش گفته, از فرقه هاى باطل اند; وانگهى مرگ اسماعیل یك واقعیت تاریخى است.نتیجه ى بررسى بنابراین با استفاده از قاعده ى سبر و تقسیم, فقط شیعه ى دوازده امامى باقى مى ماند كه عقیده دارد در عصر ما امام لازم است; آن هم امام معصوم كه مصداق آن حضرت حجت بن الحسن العسكرى(علیهماالسلام) است.
سجاد
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 10:39 ب.ظ
شماره 9: شخصیتى است كه امام حسین(ع) او را معتمد خود در مدینه قرار مى دهد و به سفر مكه مى رود. وانگهى نصوصى كه خلفاى دوازده گانه را مشخص كرده است, باطل كننده ى این عقیده خواهد بود. بنابراین, كیسانیه از جرگه ى شیعه امامیه خارج شدند.زیدیه نیز گروهى اند كه زید فرزند امام زین العابدین(ع) را امام مى دانند. عقیده ى آن ها اجمالا این است كه امام باید زاهد باشد, هاشمى و فاطمى باشد, شجاع, عالم و مشهر بالسیف باشد; یعنى اهل تقیه نباشد. بر این اساس امام زین العابدین(ع) را امام علم و زهد مى دانند; نه امام جهاد.گفتنى است كه اینان, امامت را به جناب زید نسبت داده اند. زیدى كه امام صادق(ع) براى او دعا مى كند و در شهادت او گریه مى كند, چنین شخصیتى امكان ندارد ادعاى امامت كرده باشد. در این صورت, مورد عنایت امام صادق و امام باقر(علیهماالسلام) قرار نمى گرفت. با توجه به این دو دلیل, مذهب زیدیه نیز باطل است.ناووسیه نیز كسانى بودند كه امام جعفر صادق(ع) را آخرین امام مى دانستند و معتقد بودند كه ایشان از دنیا نرفته و زنده است و زمانى بازخواهد گشت و در واقع, مهدى موعود اوست. اینان شخصى را امام مى دانند كه معصوم است. از این نظر موقعیت شان با زیدیه و كیسانیه متفاوت است. اما ادله و شواهد روشن مربوط به شهادت و وفات امام جعفر صادق(ع) به عنوان یك واقعیت مسلم تاریخى و هم چنین احادیثى كه درباره ى امامان دوازده گانه است, این عقیده را باطل مى كند.واقفیه نیز كسانى اند كه امام موسى كاظم(ع) را آخرین امام مى دانستند. اینان نیز همانند ناووسیه اند.اسماعیلیه كسانى اند كه اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق(ع) را امام مى دانند.
سجاد
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 10:37 ب.ظ
شماره 8:ب: فرقه هاى تشیعدر درون مذهب شیعه و در خانواده ى تشیع مذاهبى به وجود آمده است; كیسانیه, زیدیه, ناووسیه, واقفیه, اسماعیلیه و اثنا عشریه. البته من فقط مذاهب عمده را برشمردم. برخى از صاحبان ملل و نحل فرقه هاى بسیارى براى شیعه ذكر كرده اند ولى این اقوال مبناى استوارى ندارد. مرحوم علامه ى طباطبایى در كتاب شیعه در اسلام مى فرماید: اگر خواسته باشیم مذاهب یك آیین را بررسى كنیم, باید محور را ببینیم. امامت محور تشیع است. مذاهب و فرق شیعى اگر در محور امامت اختلافى دارند, ملاك مذهب خاص و فرقه ى خاص مى شود.كیسانیه كسانى اند كه به امامت محمد حنفیه قائل شدند و امامت امام زین العابدین(ع) بعد از شهادت امام حسین(ع) را نپذیرفتند و معتقدند كه محمد حنفیه زنده است و این همان امام موعود است كه زمانى قیام خواهد كرد. از نظر ما, عقیده ى كیسانیه باطل است; چرا كه اولا, محمد حنفیه معصوم نیست; بنابراین شرط عصمت را كه براى امامت لازم است, ندارد و تخصصا از امامت خارج مى شود. ثانیا محمد حنفیه ادعاى امامت نكرده است. فرقه ى كیسانیه خود را منسوب به محمد حنفیه مى كنند; گرچه داستانى به نام احتجاج نقل شده كه محمد حنفیه و امام زین العابدین(ع) در كنار حجرالاسود احتجاج كردند و حجرالاسود بر امامت زین العابدین(ع) شهادت داد; ولى به نظر مى رسد این صحنه, تدبیرى بود براى نشان دادن بطلان عقیده ى كسانى كه گمان مى كردند محمد حنفیه امام است. خود محمد حنفیه چنین ادعایى نداشت.
سجاد
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 10:35 ب.ظ
شماره 7:ادله ى عصمت, عقلى و نقلى است. در كتاب هاى كشف المراد, نهج الحق و دیگر كتاب هاى كلامى شیعه به طور مفصل به این مسئله پرداخته اند. بنابراین, اصل ضرورت عصمت را به عنوان یكى از مبانى اعتقادى پذیرفته ایم. اگر كسى در این مسئله سخنى دارد, باید برگردیم به مباحث عمومى امامت و در باب عصمت بحث كنیم. یكى از ادله ى نقلى اش این آیه ى شریفه است:(و اذ ابتلى ابراهیم ربه بكلمـت فإتمهن قال انى جاعلك للناس اماما قال و من ذریتى قال لا ینال عهدى الظــلمین);(5)(اى پیامبر به خاطر آور) هنگامى كه خداوند, ابراهیم(ع) را با وسایل گوناگونى آزمود; و او به خوبى از عهده ى این آزمایش ها بر آمد. خداوند به او فرمود: ((من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم.)) ابراهیم عرض كرد: ((از دودمان من (نیز امامانى قرار بده.))) خداوند فرمود: ((پیمان من, به ستم كاران نمى رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند, شایسته ى این مقامند))).بررسى مذاهب موجودبا توجه به این مقدمات, باید مذاهب موجود در جهان اسلام را بر مبناى قانون سیر و تقسیم بررسى كنیم و دیدگاه هاى آن ها را درباره ى امام و خلیفه ى پیامبر مطالعه كنیم پس همه ى مذاهب اهل سنت كه به امامت غیر معصوم قائل اند, بر اساس اصل عصمت امامت, آن اشخاص نمى توانند مصداق آن امامى باشند كه باید ویژگى عصمت داشته باشد.
سجاد
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 10:34 ب.ظ
شماره 6: من الان با مسلم گرفتن اصل اعتقاد به خدا سخن مى گویم. اگر كسى این اعتقاد را نمى پذیرد, حاضریم برگردیم و آن بحث را از نو شروع كنیم. من به عنوان یك مسلمان و با جهان بینى اسلامى سخن مى گویم و مى خواهم وجود امام عصر(عج) را از راه عقلى اثبات كنم.ضرورت وجود اماموجود امام و خلیفه ى پیغمبر و امام مسلمین, مورد قبول همه ى مذاهب اسلامى اعم از شیعه و سنى و اشعرى و ماتریدیه و ... است. این مسئله به قدرى اهمیت دارد كه وقتى به اهل سنت درباره ى ماجراى سقیفه اعتراض شود كه چرا عده اى از صحابه و از جمله خلیفه ى اول و دوم هنوز بدن پیامبر(ص) را غسل و كفن و دفن نكرده, به مسئله ى جانشینى پرداختند, مى گویند به دلیل اهمیت امامت و رهبرى. مسئله ى امت اسلامى, مهم تر از تجهیز و كفن و دفن پیامبر است.پس مسئله ى ضرورت امامت, مسئله اى بسیار جدى است. اهل سنت در این كه امامت امرى لازم و قطعى است, گاهى به دلیل عقلى استدلال مى كنند و گاهى به دلیل نقلى. حدیث معروف نبوى:((... من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه));(4)مشهور بین فریقین است.در كتاب هاى كلامى مثل شرح عقاید نسفیه, شرح مقاصد و جاهاى دیگر, بر ضرورت امامت به همین حدیث استدلال و استناد كرده اند. اصل وجود امام ضرورى است و مقید به قید زمان هم نیست. اصل ضرورت وجود امام, اگر عقلى است تخصیصى ندارد. ملاك حكم عقلى عام است و اگر مستندش این حدیث و مانند آن باشد, عموم و اطلاق دارد; مقید به زمان نیست; پس زمان ما را هم شامل مى شود.صفات امام اكنون سخن در این است كه امامى كه باید وجود داشته باشد, چه كسى است و چه صفاتى باید داشته باشد.؟امام باید معصوم باشد.
سجاد
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 10:32 ب.ظ
شماره 5:مسئله ى امامت از آن دسته مسائل اعتقادى است كه هم با عقل مى توان آن را بررسى كرد و هم از طریق نقل.نكته ى چهارم بحث دیگر این است كه ما وقتى مى خواهیم با كسانى كه در مسئله ى امام عصر(عج) سخن دارند گفت وگو كنیم, باید جایگاه مخاطب خود را از نظر .الف: فرقه هاى اهل سنتجمعى از مسلمانان قائل به امامت اند; اما قائل به امامت معصوم نیستند. اصل لزوم عصمت این نظریه را باطل مى كند; البته جاى این سخن هست كه برگردیم و درباره ى ادله ى عصمت بحث كنیم; ولى بحث مربوط به امام غایب و امام عصر, از مباحث امامت خاصه است. همان گونه كه گفتیم مباحث امامت عامه بر مباحث امامت خاصه تقدم دارد. اگر در باب نبوت پیامبر اسلام(ص) یا حضرت موسى یا حضرت عیسى(علیهماالسلام) كه نبوت خاصه است سخن بگوییم, اصل ضرورت نبوت را قبلا پذیرفته ایم. اگر كسى نپذیرفت, باید یك قدم به عقب برگردیم و نبوت عامه را بحث بكنیم.مكتبى و مذهبى بیابیم. با همه نمى توان یك سان سخن گفت.در مسئله ى مهدویت و وجود مقدس امام عصر(عج) اگر بخواهیم با یك ماتریالیست بحث كنیم, باید به شیوه اى وارد بحث شویم كه با مبانى كلى عقلى از ره گذر اثبات دین, وجود خدا و نبوت, راه را براى بحث مربوط به امام عصر(عج) هموار كنیم; زیرا این یكى از مسائل اعتقادى است كه متفرع بر اصل امامت و توحید است.با هر فرقه اى باید مطابق عقاید و تفكراتشان سخن را آغاز كنیم.
سجاد
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 09:43 ب.ظ
شماره 4:
نكته ى سوم

نكته ى سوم این كه اگر ما بخواهیم از زاویه ى ابزار و راه شناخت, یك بحث معرفت شناختى به مسئله ى امامت بنگریم, باید بگوییم امامت مسئله اى است عقلى و نقلى; یعنى هم مى توانیم از ابزار عقلى استفاده كنیم و هم ابزار نقلى.
اصولا مسائل اعتقادى سه دسته اند: یك دسته مسائل عقلى محض اند و از راه نقل نمى توان آن ها را اثبات كرد مانند وجود خداوند, علم خداوند, حكمت خداوند و مانند هر عقیده اى كه مبناى شریعت و وحى باشد. این گونه عقاید را نمى توان از راه شرع اثبات كرد; زیرا به دور و مصادره ى به مطلوب مى انجامد. دسته اى از عقاید, نقلى محض اند و عقل در آن جا هیچ راهى ندارد; مانند مسائل جزئى مربوط به معاد. به قول ابن سینا در مسئله ى معاد جسمانى, یعنى جزئیات و مسائل مربوط به این قسم معاد, دست عقل كوتاه است. چگونگى عذاب, نعمت هاى بهشتى, صراط, میزان و مانند آن, مسائلى است كه از راه نقل به ما رسیده و عقل تنها مى تواند مبناى نقلى را اثبات كند كه همان وحى باشد.
دسته ى سوم, مسائل اعتقادى است كه هم از راه عقل و هم از راه نقل قابل اثبات است. توحید و اصل یگانگى خداوند از این گونه مسائل است.
سجاد
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 09:42 ب.ظ
شماره 3:نزاع بین امامیه و معتزله و طرف داران حسن و قبح عقلى, نزاع كبروى نیست, نزاع صغروى است. آن ها قبول دارند كه نبوت از مصادیق آن قاعده است, اما امامت را از مصادیق آن نمى دانند. ما فعلا از دیدگاه شیعه سخن مى گوییم. بنابراین نكته ى اول این شد كه امامت از دیدگاه شیعه, مسئله اى كلامى و تحت عنوان ((وجوب على الله)) است و از مصادیق حسن و قبح عقلى مى باشد.

نكته ى دوم
نكته ى دوم این كه همان گونه كه نبوت به دو گونه ى: نبوت عامه و نبوت خاصه تقسیم شده است. امامت نیز به امامت عامه و امامت خاصه تقسیم مى شود. مقصود از امامت عامه بحث هاى كلان و كلى امامت است; این كه امامت امرى است بایستنى و لازم, حسن امامت, چیستى و یا فلسفه ى امامت, غایات امامت و صفات و بایستگى هایى كه امام باید داشته باشد و راه شناخت امام, این ها مباحث مربوط به امامت عامه است. اما این كه مصادیق و اشخاص و كسانى كه منصب امامت در آن ها تعین و تجلى پیدا مى كند چه كسانى اند این مى شود بحث امامت خاصه; همان گونه كه در نبوت نیز نبوت خاصه به این مسئله یعنى مصادیق و موارد مى پردازد. همه ى مذاهب اسلامى در اصل وجوب امام و امامت اتفاق نظر دارند; جز یك قول شاذ و نادرى كه به برخى از خوارج و معتزله نسبت داده شده است; فرقه ى اباضیه (خوارج امروزى) به چنین مطلبى اعتقاد ندارند. كتاب هاى آن ها را من نگاه كرده ام و با علماى آن ها از نزدیك تماس داشته ام, آن ها به وجوب امامت معتقدند. به قول سید مرتضى در كتاب الذخیره هر چند نخستین فرقه خوارج یعنى محكمه به لحاظ تئورى اصل امامت و لزوم امامت را منكر شدند, اما در زندگى خود عملا بدون رهبر و امام زندگى نكرده اند. بنابراین هیچ یك از مذاهب منكر اصل وجوب امامت نیست. اختلافى كه بین شیعه و سایر مذاهب اسلامى است, در صفات امام است. عصمت یكى از صفات مهم یا مهم ترین صفت در مسئله ى امامت است كه شیعه به آن عقیده دارد و دیگران آن را لازم نمى دانند.
سجاد
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 09:41 ب.ظ
نكته ى اول
نكته ى اول این است كه از دیدگاه شیعه, مسئله ى امامت از مسائل كلامى است و تحت عنوان ((وجوب على الله)) مطرح مى شود; مانند مسئله ى نبوت از دیدگاه متكلمانى كه به حسن و قبح عقلى اعتقاد دارند. قائلان به حسن و قبح عقلى متكلمان امامیه, معتزله و ((ماتریدیه))اند. متكلمان ((ماتریدیه)) از نظر فقهى, حنفى مذهب اند و از نظر كلامى, پیرو ابومنصور ماتریدى(2) مى باشند و به قاعده ىحسن و قبح عقلى اعتقاد دارند.(3) اشاعره چنین اعتقادى ندارند; به ((وجوب على الله)) معتقد نیستند; به استثناى بعضى از متفكرانشان مانند شیخ عبده. امامیه معتقداند كه امامت از صغریات حسن و قبح عقلى و وجوب على الله است.
سجاد
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 09:39 ب.ظ
موضوع بحث, اثبات وجود مقدس حضرت بقیت الله الاعظم, امام عصرـ ارواحنافداه ـ بر اساس دلایل عقلى است. روشى را كه براى اثبات این مطلب از نظر عقل برگزیده ایم, روش معروف منطقى به نام روش ((سبر و تقسیم)) است كه آن را روش ((تردید)) نیز گفته اند. از این روش, متكلمان امامیه در كتاب هاى كلامى خود بهره برده اند; از جمله شیخ طوسى, در كتاب الغیبه بر اساس این روش, بر وجود حضرت امام عصر ـ ارواحنافداه ـ استدلال كرده است. قبل از ایشان, سید مرتضى در كتاب الذخیره و دیگر كتاب هاى مربوط به مسئله ى امامت این روش را به كار گرفته است و قبل از سید مرتضى, شیخ مفید در آثار مربوط به مسئله ى مهدویت و امام عصر(عج) از این روش استفاده كرده است.
در این جا چند نكته را به عنوان پیش درآمد بحث یادآور مى شوم:



ریحانه
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 02:21 ق.ظ
سلام
اووووووووووووه. هنوز این بحث ادامه داره؟
پس خدا فظ.
میرم یه موقع دیگه میام.
الان مزاحم نشم بهتره
پاسخ مرصاد : خوش اومدین منتها من مسافرت بودم نمیدونستم اینقد کش پیدا میکنه...
حقیقت
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 11:23 ب.ظ
لطفا به کسی برنخوره چون دنبال حقیقت هستم
حقیقت
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 11:22 ب.ظ
سوالهای بعدی رو پس از شنیدن جوابم میپرسم
حقیقت
چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 11:21 ب.ظ
سلام به همه
اسم اصلیم رو نگفتم چون نمیخوام بچه ها به چشم یه دشمن نگام کنن
با یک سوال شروع میکنم
کسی میتونه از طریق قرآن و حدیث وجود امام زمان و غیبت ایشون رو ثابت کنه؟
توجه داشته باشید منظور از حدیث حدیثی است که به خود پیامبر برسه نه فلان امام(البته همه امامان برای بنده محترمند)
وهمچنین منبع حدیث و مهمتر از اون رجال حدیث رو هم ذکر کنن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نمایش نظرات 1 تا 30

درباره وبلاگ

سلام دوستان

این وبلاگ تنها خاطرات و دل نوشته های ذهن و ناگفته های تنهایی یک پسر شیداست که سعی میکنه با گفتن حرفاش، مدتی ناراحتی و غم و غصه رو از خودش دور کنه. از اینکه به وب من اومدین خوشحالم و از صمیم قلب دوستون دارم. با نظرات شما دلگرم میشم و قصد دارم تو این وب کتاب های روز ایران رو به نقد بکشم. امیدوارم همیشه شاد باشید. به وب من خوش اومدین... نظر یادتون نره...

موفق باشید...
مدیر وبلاگ : مرصاد

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نظرتون درباره دوست داشتن مطلق یا "عشق" چیه؟ منظورم چیزی بجز عشق به خداست...







نویسندگان

وضعیت آب و هوا

محمد اصفهانی

بی واژه

آرشیو کد آهنگ

دانلود همین آهنگ