تبلیغات
pesare sheyda ... پسر شیدا - بهار در بهار با یک جوجه آدم...
pesare sheyda ... پسر شیدا
دست نوشته های عاشقی داداشی

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بهار در بهار با یک جوجه آدم...

سلام به همگی!!!

بعد از مدتهای طولانی اومدم به وب عزیزم. وای چه لحظه ی باشکوهی... کسی نمیخواد به داداشی "خوش آمدید" بگه؟ اوه اوه اوه ببین، پسر چقد گرد و خاک گرفته... انگشتم خاکی شد... یکی نبود بیاد اینجا یه خورده جمع و جورش کنه؟ آبجیا، داداشا کجا بودین پس؟ آخی... بمیرم واسه خودم، یه مدتی نبودیم هیشکی نگفت: داداشی کجایی؟ "ولی دستتون درد نکنه، نظراتتونو خوندم، حال کردم"

راستی روز میلاد حضرت محمد (ص) به دنیا اومده. این جوجه آدم اسمش میثمه، اوه! یادم نبود که اسمشو قبلا گفته بودم. کسی نمیخواد دایی بودنمو هم تبریک بگه؟ البته قبلا هم دایی شده بودم، حدود 7 سال پیش اما چون خونه آبجی بزرگه م یه شهر دیگه ست از همون موقع ما شیرینی بچه کوچیک داشتنو توی یک خونه حس نکردیم، حالا بگذریم که ماهی یکبار یا کمتر یا بیشتر بهمون سر می زنن ولی این آبجی زاده جدید "وای چه کلمه هایی اختراع میکنم" دیگه همیشه با ماست. بهمون خوش میگذره. البته من از بچه توی 2 ماه اولیش خوشم نمیاد اما از 2 ماهگی به بعد عاشق بوی بچه م. همیشه به مامانم و آبجیام میگفتم: نمیشه یه عطری ساخت که بوی بچه بده؟ فقط باید صورتتو بذاری روی لپ بچه و از ته دلت نفس بکشی، اون بوی زندگی، سراسر وجودت می پیچه و امید وار تر میشی و محکمتر قدم ور میداری، واسه من که اینطوره شما رو نمیدونم. خلاصه اینکه عاشق بچه های کوچیکم، بچه هایی که هنوز نمیتونن حرف بزنن. اگه از این بزرگ تر شدن، عذاب آورن. حالا اگه شد عکسشو واستون میذارم. دوس دارین ببینینش؟

 

این مدت که نبودم این شعر مریم رو روزی 4 بار یا بیشتر گوش می کردم، گفتم واسه شما هم بذارم، من که خیلی دوسش دارم، چون عامیانه ست و... . 

 

نشد یه قصری بسازم، پنجره هاش آبی باشه...

من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه...

نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم...

حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم...

با همه التماس من، نشد دیگه نره سفر...

شعرام به جز اون، رو هر دیوونه ای گذاشت اثر...

نشد برم بغل بغل براش شقایق بچینم...

نه اینکه من نخوام برم، نذاشت گلارو ببینم...

نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم...

یکی میگفت: خواب دیده که اون گفته:

عاشقش میشم، اما نشد، اما نشد قسمت ما...

یه لحظه خرم و خوش، پیغام واسش فرستادم، بیا بازم منو بکش!!!

نشد که نشکنه بازم این چینی شکستنی...

هیچ جای دنیا ندیدم، عجب چشای روشنی!!!

باور نکرد، یک مژه شو به صدتا دریا نمیدم...

یه تار مو خواستم، نداد، گفت: به تو دنیا نمیدم!!!

راس میگه، هرچی اون بگه من کجا و دیوونگی؟؟؟

چه جور به حرفش گوش کنم؟ اون گفت: بچسب به زندگی...

خلاصه که آخر نشد، ما گل سرخو بو کنیم...

اون گفت: برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم!!!

نشد که یه بارم برسم به آرزوهای محال...

یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه کال!!!

نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم...

گذشته کار از کارمون، دیر شده به خدا قسم!!!

نشد یه موقع این کویر ابری شه، بارون بگیره...

نشد خودش آینه که هست، بیاد و شمعدون بگیره!!!

نشد بپاشم زیر پاش عطر گل محمدی...

نشد بهم جواب بده حتی بهم بگه: بدی...

نشد دوست دارم بگه، به من که نه، به دیگری...

نشد یه بارم رد نشه از روی شعرام سرسری!!!

نشد یه کاری بکنه که بدونم دوسم داره...

آتیش گرفتم و یه بار نگام نکرد بهم بگه: آره!!!

نشد یه بار حرف بزنه نذاره پای سرنوشت...

نشد یه شب نگم: خدا! الهی که بره بهشت...

نشد شبی یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم...

نشد تو رویاهام براش روزی هزار بار نمیرم...

نشد برم، نشد نره، نشد بخواد، نشد بیاد!!!

نشد، ولی شاید بشه، واسم دعا کنید خیلی زیاد...

از شما پنهون نکنم یه حرفایی بهم زده...

گفته همین روزا میاد اما هنوز نیومده...

قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها...

فقط واسم دعا کنید اول خدا بعدم شما!!!

پ ن 1: این دو مصرع آخریشو از زبون داداش مرصاد بشنوید. واسم دعا کنین.

پ ن 2: دوستون دارم...  فداتون شم...

پ ن 3: یادمان باشد اگر حال خوشی دست داد جز برای فرج یار دعایی نکنیم...

پ ن 4: عیدتون پیشاپیش و بیشابیش مبارک... .

entertainingpif02.soup.io
جمعه 29 اردیبهشت 1396 06:16 ق.ظ
I am regular visitor, how are you everybody? This post posted at this
site is truly pleasant.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 08:09 ب.ظ
Hi, after reading this awesome post i am as well cheerful to share my knowledge here
with colleagues.
بهار
جمعه 28 اسفند 1388 10:02 ب.ظ
سلام ساغر جون زن داداشتو برسون خیلی........ساغر مامان مرتضی است؟
پاسخ مرصاد : نه آبجی جان
تازه نامزدن...
بهار
جمعه 28 اسفند 1388 03:17 ب.ظ
سلام داداشی...مسی...
بهار داره میاد..........شیراز که بوی عطر بهار نارنج همه جا پر شده و وقتی نسیمی میاد آدم مست میشه...جات سبز
پاسخ مرصاد : اینجا هم بوی شب بوها نصفه شب کله آدمو میترکونه...
نوشین
جمعه 28 اسفند 1388 02:35 ق.ظ
داداش مرصاد گلم سلام.خوشحالم که می بینم شادی.قدم نو رسیده هاتونم مبارک.مرسی که بهم سر زدی.امشب بی خوابی زده به سرم.اومدم سرت بزنم.مواظب خودت باش.بای تا های
پاسخ مرصاد : فدات شه داداشت... مواظب خودت باش... خداحافظ تا سلامی دوباره...
بهار
پنجشنبه 27 اسفند 1388 02:01 ب.ظ
پنجشنبه 27 اسفند 1388 02:00 ب.ظ
مسی داداشی........میثم جون و مرتضی جون خوبن؟............خصوصی
پاسخ مرصاد : خدارو شکر
خیلی فضولن
بچه گربه داشته باشی بهتر از اینان
اینا که همش خوابن
دکتر یحیوی
پنجشنبه 27 اسفند 1388 10:40 ق.ظ
سلام عموجان
هرچی شماره حاجی رو میگیرم گوشی ورنمیداره تبریک بگم. به حاجی بگو بابا شیرینی نمیخوایم، نترس گوشیو وردار.
مرصاد جان تبریک میگم. خیلی وقت بود نیومده بودم.
عیدت مبارک
پنجشنبه 27 اسفند 1388 07:17 ق.ظ
خصوصی
بهار
پنجشنبه 27 اسفند 1388 07:16 ق.ظ
به به سلام بر خان عموی عزیز....ی چیزی هیچی شیرین تر از عمه شدن نیست..من منظر انروز میمیانم....مرتضی را هم ببوس...دیروز رفتم برا یه نینی 1 ساله خریدکنم..وای چقدر لباسها خوشمل بودن...پستونک ها که دیگه محشر بودم....یه خانوم کوچولو 2 سال بود داشت لباس میگرفت...میگفتم خیلی خوشکل شدی عزیزم...میگفت خاله میخام عروس بشم..خوش به حالشون که اینقدر بی ریا...کاش یثم و مرتضی جون همیشه تو دنیای کوچیکی باقی بمونن.......
نوشین
چهارشنبه 26 اسفند 1388 01:38 ب.ظ
سلام داداشی...بابت کامنتت ممنون.راهنماییت خیلی به درد بخور بود.دوستون دارم.بای
پاسخ مرصاد : خواهش میکنم عزیزم. بازم منتظر حضور گرمت هستم...
پرهام black555
چهارشنبه 26 اسفند 1388 11:05 ق.ظ
سلام مرصاد جون خوبی؟
من اون شبی که گفتی هستم اومدم برات کامنت گذاشت ولی منتظر جواب بودم که ندادی بهم
من چند وقتی بود کامپیوترم خراب بود تازه سه روزه درستش کردم . الهه خانوم نیست وقتی اومدم حتی یک پیام هم از طرفش نداشتم
خیلی ناراحت شدم الانم منتظرشم که بیاد ولی اگه اشتباه نکرده باشم باباش کامپیوترشو برده . خداکنه برا عید باز کامپیوترش رو بهش بده تا بیاد پیشم
بچه که بودم فکر میکردم همه چیز پوله ولی الان که پول داریم میبینم اشتباه میکردم همه چیز پول نیست . با ÷ول همه چیز میشه خرید به جز دو چیز. 1 محبت دیگران 2 سلامتی. این دو چیز اگه نباشن خیلی بد میشه . زندگی میشه جهنم .
میگم چرا تو ایدیت نمیای اونجا میتونیم راحت و خصوصی حرفامونو بزنیم .
خب دوست دارم نمیدونم اگه تو نبودی من چی کار باید میکردم ؟ کی بود که درد منو بفهمه وو بهم دلداری بده .
تا بعد خداحافظ ......
بهار
چهارشنبه 26 اسفند 1388 09:36 ق.ظ
مرسی داداشی....لطف کردی ..داشتم میمردم...منظورم این بود که توی اینترنت هستی
پاسخ مرصاد : یعنی چی میمردم؟ چی شده؟ متوجه نمیشم؟
اونکارو که گفتی هم واقعا تحسین داره و خیلی خوشحال شدم. واسه عید هم همین برنامه رو داشته باشی من خیلی خیلی خیلی خوشحال میشم.
بهار
چهارشنبه 26 اسفند 1388 08:59 ق.ظ
من بودم قبلی..خصوصی
چهارشنبه 26 اسفند 1388 08:47 ق.ظ
چون میدونستم الان بالایی..گفتم بیام و سلامسی عرض کرده باشم...
پاسخ مرصاد : بالا؟ یعنی چی؟
بهار
چهارشنبه 26 اسفند 1388 08:47 ق.ظ
سلام داداشی..این حرفا چیه؟
پاسخ مرصاد : شکسته نفسی میفرمایین ابجی گلم.
نوشین
سه شنبه 25 اسفند 1388 11:32 ق.ظ
مرصاد میخوام روی وبم آهنگ بزارم که وقتی وبم باز شد موزیک بپخشه.میدونی چه جوری باید این کارو کنم؟
پاسخ مرصاد : miam tozih midam
نوشین
سه شنبه 25 اسفند 1388 10:33 ق.ظ
hi.az in ke komakam mikoni ta webam por tarafdar she vaghean tanx.be nazaram tu eshghet shekast khordi.age dus dashti baram bishtar begu shayad betunam komaket konam.bye ta hi...
پاسخ مرصاد : سلام نوشین جان
حتما برای تسکین قلبم پیش شما میام. اما پست "نمیدونم شاید..." رو از وبم بخون، اونوقت با من بیشتر آشنا میشی.
حتما بهت سر میزنم...
قربانت... داداش مرصاد
ستاره
دوشنبه 24 اسفند 1388 11:41 ب.ظ
سلام
ما كه بهت سر میزدیم شما تشریف نداشتید

در ضمن آپ زیبایی بود

بای

ولی حالا حالاها هستما ...
پاسخ مرصاد : بزرگوارید. سپاسگزارم.
بازم تشریف بیارید.
ممنون بابت ویزیتتون.
محدثه
دوشنبه 24 اسفند 1388 09:49 ب.ظ
بالاخره منظورتو از خونه دانشجویی فهمیدم ولی همون تنهایی هم كلی خاطره داره ! برامون همونارم تعریف كن !
به من خیلی وقته سر نزدیا ! بیا ببینیمت خوشحال شیم
عیدتم پیشاپیش مبارك . حتما دعات می كنم شما هم یه نظری به ما بكنید لطف كردید !
پاسخ مرصاد : اااااوووووووووووووووووووووووووووووومممممممممممممممممممممممممددددددددددددددددم
محدثه
دوشنبه 24 اسفند 1388 09:46 ب.ظ
دایی شدنت مبارك باشه ! عروسی فامیلتون مبارك باشه !

من كه دوست دارم ببینمش ! زود زود عكس های میثم كوچولو رو برامون بذار
پاسخ مرصاد : خواهش میکنم. شیرینیشو چیکار کنم؟ راستی عروسی فامیلای دوستم بود که فامیل ما نمیشن. اگه جوری نوشته م که اشتباه شده شما خودتون ببخشین.
قربونت برم آبجی جان
عکس میثمو در اسرع وقت میذارم.
محدثه
دوشنبه 24 اسفند 1388 09:44 ب.ظ
به به به سلااااااااااااااام داداش مرصاد ! حالت چطوره ؟ كجا بودی بابا ؟! هی اومدیم سر زدیم گفتیم شاید قبل 24 آپ بشه نشد كه نشد !!

WWW.shabgard_2009.mihanblog.com
پاسخ مرصاد : دیگه از این به بعد باید تحملمون کنید. آبجی گلم بازم سر بزن.
مرضی
دوشنبه 24 اسفند 1388 08:54 ب.ظ
پاسخ مرصاد : فدات شم ابجی گلم... منتظرم باش میام پیشت...
بهار
دوشنبه 24 اسفند 1388 08:43 ب.ظ
خونه دانشجویی اگه یه همخونه خوب مث خود آدم پیدا بشه خیلی خوبه...چون آدم را میسازه..حیف که همخونه خوب کم گیر میاد
راستی معنی تیترت را هم نمیفهمم......بهار در بها با یه جوجه آدم...راستی....بازی دعوت شدیااا....
پاسخ مرصاد : خونه دانشجویی که نیست. اجاره ای هم نیست. مال خودمونه. یعنی خودم تنها اونجام معمولا
معنی تیتر هم بهار اولی دوتا معنی داره، بهار دومی منظورم میثمه. بازی؟ من میمیرم واسه بازی.
اووووومدم
بهار
دوشنبه 24 اسفند 1388 08:41 ب.ظ
به به سلام داداشی..چطوری خان دایی؟
من که خاله نمیشم.....
تبریک میگم تقلد میثم جون را.......از طرف من این نینی تپل ریزه میزه را ببوس....
پاسخ مرصاد : فدات شه داداشی
میترسم بغلش کنم...
نوشین
دوشنبه 24 اسفند 1388 08:15 ب.ظ
وبلاگت عالیه به ما هم یه سری بزن
پاسخ مرصاد : سلام نوشین جان
شما لینک شدی. خاستی منم لینک کن.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

سلام دوستان

این وبلاگ تنها خاطرات و دل نوشته های ذهن و ناگفته های تنهایی یک پسر شیداست که سعی میکنه با گفتن حرفاش، مدتی ناراحتی و غم و غصه رو از خودش دور کنه. از اینکه به وب من اومدین خوشحالم و از صمیم قلب دوستون دارم. با نظرات شما دلگرم میشم و قصد دارم تو این وب کتاب های روز ایران رو به نقد بکشم. امیدوارم همیشه شاد باشید. به وب من خوش اومدین... نظر یادتون نره...

موفق باشید...
مدیر وبلاگ : مرصاد

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نظرتون درباره دوست داشتن مطلق یا "عشق" چیه؟ منظورم چیزی بجز عشق به خداست...







نویسندگان

وضعیت آب و هوا

محمد اصفهانی

بی واژه

آرشیو کد آهنگ

دانلود همین آهنگ