تبلیغات
pesare sheyda ... پسر شیدا - کاش بچه بودم...
pesare sheyda ... پسر شیدا
دست نوشته های عاشقی داداشی

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کاش بچه بودم...

13 بهمن 88، یک روز بعد از ورود امام به کشورم. طبق معمول سرجای همیشگی "پشت بوم" نشسته م و دارم از این بالا یک بچه کوچیک که داره توی حیاط حسینیه بازی میکنه رو می بینم. آخه حسینیه از خونه ما کاملا قابل مشاهده ست. بهش غبطه می خورم. کودکی و دنیای بچگی و بیخیالی و اینکه هر کار بدی کنی بقیه ککشون هم نمیگزه و کسی نمیگه: تو دیگه بزرگ شدی، عقلتو به کار بنداز. اما حالا اگه من بخوام مثل دوران بچگیم یک کارتون خرمای مضافتی بریزم توی یه تنگ آب یخ اونم موقعی که مهمون داریم، میدونی چی میشه؟ میدونی چی میگن؟ بدبختانه امروزه با کوچکترین حرکتی اونچنان خبرش پخش میشه که دهنت از تعجب هاج و واج میمونه. الان پسره رقص کنان داره راه میره و عین خیالش هم نیست که وقتی بزرگ شد باید خون دل بشه.

کاش جای تو بودم. پسر خوب، بازی کن، بازی کن تا موقعی یادت بیاد راحتیتو، بی دغدغگیتو، بی خیالیتو  و اون موقع "سالها بعد" مثل من قطره های اشک پر بخوره و از صورت خسته ت بیاد پایین و صفحه خاطراتتو خیس کنه.

از بچگیت استفاده کن، بدو، راه برو، شیطونی کن، برقص، لباساتو بیرون بیار، دختر و پسر همسایه تو بغل کن، با دختر عمه ت هم کاسه شو، اینقد بدو، اینقد بدو تا بخوری زمین و سه، چهار نفری یا علی یاعلی بگن و از زمین جمعت کنن و واسه خالی شدن عقده ت زمینو لگدمال کنن و گریه ت بند بیاد.

شیرین باش، اونقد شیرین که مامانت همه رو از بوسیدنت منع کنه و بیماری همه گیری رو بهونه.

کاش بچه بودم و بزرگی این دنیارو حس نمی کردم. کاش همون مرصاد شیطون و شیرینی که تو بغل حجت و عشرت غرق گاز و بوسه میشد میموندم.

کاش...

کاش...

----------------------------------------------------------------------------------------------------

حجت: پسر همسایمون که الان رئیس بانکه و دوتا بچه توپول و خوشگل داره.

عشرت: دختر عموی بابام

مرصاد!!!

 

 

How do you treat a sore Achilles tendon?
یکشنبه 26 شهریور 1396 02:45 ق.ظ
A person necessarily assist to make seriously articles I would state.
This is the first time I frequented your web page and up to now?

I surprised with the research you made to make this actual submit extraordinary.

Magnificent job!
foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 04:38 ب.ظ
Just want to say your article is as surprising.
The clarity in your post is simply excellent and i could assume
you're an expert on this subject. Fine with your permission allow me to grab your feed to keep
up to date with forthcoming post. Thanks a million and please continue the gratifying work.
محدثه
سه شنبه 13 بهمن 1388 03:57 ب.ظ
خوب اگه گیر نیست كه مشكلی نداره ! من فكر كردم اومده دعوایی چیزی كرده !
آپ می كنی پیغامی كامنتی چیزی داری بیا تو وب جدیدم بذار. اونجا لینكت كردم و اونجا رو من آپ می كنم . تو هم می تونی آبشارو پاك كنی با وب جدیدم منو لینك كنی
محدثه
سه شنبه 13 بهمن 1388 03:54 ب.ظ
ای كاش به روزگاری بر می گشتم كه بزرگترین اندوهم شكستن نوك مدادم بود !
دکتر یحیوی
سه شنبه 13 بهمن 1388 02:19 ب.ظ
سلام
خیلی خوب بی خیالی یک بچه و دغدغه بزرگان رو به تصویر کشیدی.

هروقت وبلاگت رو آپ کردی خبرم کن.
باز هم سر می زنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

سلام دوستان

این وبلاگ تنها خاطرات و دل نوشته های ذهن و ناگفته های تنهایی یک پسر شیداست که سعی میکنه با گفتن حرفاش، مدتی ناراحتی و غم و غصه رو از خودش دور کنه. از اینکه به وب من اومدین خوشحالم و از صمیم قلب دوستون دارم. با نظرات شما دلگرم میشم و قصد دارم تو این وب کتاب های روز ایران رو به نقد بکشم. امیدوارم همیشه شاد باشید. به وب من خوش اومدین... نظر یادتون نره...

موفق باشید...
مدیر وبلاگ : مرصاد

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نظرتون درباره دوست داشتن مطلق یا "عشق" چیه؟ منظورم چیزی بجز عشق به خداست...







نویسندگان

وضعیت آب و هوا

محمد اصفهانی

بی واژه

آرشیو کد آهنگ

دانلود همین آهنگ