تبلیغات
pesare sheyda ... پسر شیدا - نمیدونم... شاید
pesare sheyda ... پسر شیدا
دست نوشته های عاشقی داداشی

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نمیدونم... شاید

سلام به همگی

 

امروز جمعه ست و صد البته دیروز هم پنج شنبه بوده حتما. یه جورایی از عصر پنج شنبه تا آخرای جمعه حالم گرفته ست. تازه جالب اینجاست که همیشه دلم گرفته میشه. فکرشو بکن، از وقتی که احساس کردم میتونم دست یکیو تو دستام بگیرم و تمام حرف دلمو بهش بزنم این حالی میشم. راستش بعضی غروبا یا حتی شبا که میرم کنار ساحل یه حس درونی بهم میگه که تو الان میتونی پیشش نشسته باشی و باهاش درد دل کنی و خلاصه کمرویی رو بذاری کنار و هر چه میخواهی دل تنگت بگی.

 

انگور که می بینی، مستی ات گل می کند...

روسری ات را بردار، میخواهم گیسوانت بوی انگور بگیرد!!!

 

واقعیتش حکایت من و دوستام جداست. من به هیچکسی فکر نمی کنم. نه به همکلاسیهام، نه به دوستام، نه به دور و بریام، فقط به این فکر میکنم که میتونه دستی توی دستای من باشه. البته یه خورده مغرور شده م. میتونم دستم تو دست یکی دیگه باشه.

 

میخام آب پاکی رو بریزم رو دستتون، من عاشق کسی نیستم اما عاشق حس و حال عاشقی ام. عاشق اینکه توی یک جنگل یه خونه کوچیک داشته باشم و خودم تنها با دنیای خودم ولو باشم. هیچکس نباشه که باهاش حرف بزنم یا مجبور باشم وظیفه م رو در قبالش انجام بدم. خودم تنها با یه کتابخونه پر از کتابایی که دوسشون دارم. حتی توی این وب هم نمیشه خیلی از حرف دلامو بزنم، چون بالاخره دوستام ویزیت میکنن و نهایتش یه سوژه توپول واسه مسخره بازیشون میشم. ببین! هیچ رفیق سربسته و رازداری مثل یک برگ کاغذ و یک خودکار نمیشه. کاری که من هر دو سه روز یکبار انجامش میدم.

 

بنویس هرچی تو دلته، تا بماند یادگاری از گذشته های دور، یادگاری که بیست، سی سال بعد یا باعث خنده ت میشه یا باعث گریه ت.

 

زیباییم را

پیمانه ایی زدی

روحم

مزه ات

زندگیم در نقش جامت جا ماند.

میان تنهاییم

شعر می شوم

گیسو گیسو

با درخت همزادم

بزرگ.

 

 

قربان شما... مرصاد

 

 

 

foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 06:00 ب.ظ
Awesome! Its in fact remarkable article, I have got much clear idea concerning from this post.
نوشین
سه شنبه 25 اسفند 1388 11:13 ق.ظ
سلام پسر شیدا.روحیاتت یه جورایی تک هستن.حتما یه روز عاشق می شی و طعم واقعیشو میپشی ولی تا عاشق نشدی حسابی از زندگیت و خودت لذت ببر که بعدا وقت نمیشه...امیدوارم عاشق کسی بشی که قدرتو بدونه....
پاسخ مرصاد : خواهش میکنم.
موفق باشید
خواستین داداشی صدام کنید
بیتا
شنبه 3 بهمن 1388 11:15 ب.ظ
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت

زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خوده است غم دل با سنگ

آنقدر غرق جنون بود که پرپر شد و رفت

روز میلاد همان روز که عاشق شده بود

مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت

او کسی بود که از غرق شدن می ترسید

عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد

دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت


فرشته
شنبه 3 بهمن 1388 06:34 ب.ظ
سلام عزیزم خوبی؟؟؟؟ من که خوبم
راستی من لینکت کردم تو هم منو لینک کن ممنون که به من لطف داری خیلی خوشحالم که تو دنیا واسه یه نفر هم که شده مهم هستم راستی من خیلی خوشحالم آخه استقلال برد هورا
پاسخ مرصاد : همیشه شاد باشی. ممنون بابت لینک کردنت. حتما شمارو لینک میکنم.
بازم سر بزن. موفق باشی و سبز
محدثه
شنبه 3 بهمن 1388 03:03 ب.ظ
بله حتما !!! خط خطی رو پاك كردم ! مرسی كه سر زدی هانی
پاسخ مرصاد : سلام
شیدا بهم گفت که این خواسته رو از شما داشته. باز هم ممنون و متشکر
سبز باشید.
بازم سر بزن
قربانت ... مرصاد
پرنیان
جمعه 2 بهمن 1388 11:02 ب.ظ
سلام ممنون از اینکه اومدی ونظرتو گفتی به نظرت چه جور قالبی بزنم؟ همش تقدیم به تو
پاسخ مرصاد : میام وبت و بهت میگم...
محدثه
جمعه 2 بهمن 1388 10:51 ب.ظ
عاشقی یعنی اسیر دل شدن با هزاران درد و غم یکی شدن عاشقی یعنی طلوع زندگی با صداقت همنشین گل شدن عاشقی یعنی که شبها تا سحر وارد دنیای رویاها شدن عاشقی یعنی تحمل ، انتظار مثل ماه آسمان تنها شدن عاشقی یعنی دو دیده تا ابد پر ز گهر های دریایی شدن
پاسخ مرصاد : محدثه جان بازم ممنون
جمعه 2 بهمن 1388 10:49 ب.ظ
لاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقی ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بی وفا باور ندارد
پاسخ مرصاد : واقعا جمله زیباییه. حتما پیامکش میکنم.
فرشته
جمعه 2 بهمن 1388 04:08 ب.ظ
سلام وبلاگ خوشکلی داری خیلی خوشم اومد منم خیلی دلم گرفته اما نمی دونم چرا منم مثل تو دلم می خواد یه نفر پیشم باشه اما .....
راستی به من سر بزن
پاسخ مرصاد : سلام جانم
خوشحال میشم باز هم سر بزنی.
سپهر
جمعه 2 بهمن 1388 03:27 ب.ظ
سلام دوست من. حرف دلت خوب بود و اینکه دوست داری حس عاشقی داشته باشی و هیچکسی نباشه. توپولی بازم بنویس.
elham
جمعه 2 بهمن 1388 03:26 ب.ظ
goood gooood. thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

سلام دوستان

این وبلاگ تنها خاطرات و دل نوشته های ذهن و ناگفته های تنهایی یک پسر شیداست که سعی میکنه با گفتن حرفاش، مدتی ناراحتی و غم و غصه رو از خودش دور کنه. از اینکه به وب من اومدین خوشحالم و از صمیم قلب دوستون دارم. با نظرات شما دلگرم میشم و قصد دارم تو این وب کتاب های روز ایران رو به نقد بکشم. امیدوارم همیشه شاد باشید. به وب من خوش اومدین... نظر یادتون نره...

موفق باشید...
مدیر وبلاگ : مرصاد

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • نظرتون درباره دوست داشتن مطلق یا "عشق" چیه؟ منظورم چیزی بجز عشق به خداست...







نویسندگان

وضعیت آب و هوا

محمد اصفهانی

بی واژه

آرشیو کد آهنگ

دانلود همین آهنگ